محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

23

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

ابليس گمان كرده بود كه نژاد وى برتر از آدم و جوهر او اصيل‌تر از بشر است و كسى در شأن و مقام با وى برابر نيست و هيچ موجودى نمىتواند به مراتب عظمت او دست يابد ، لذا عرضه داشت « من برتر از آدمم ، مرا از آتش فروزان خلق كردى و آدم را از گل تيره » « 1 » لذا سزاوار نيست كه من بر او سجده كنم » . ابليس مخالفت خود را علنى ساخت و در نافرمانى خويش اصرار ورزيد ، از فرمان خدا سرپيچى كرد و حاضر نشد بر موجودى كه خدا با دست عنايت و قدرت خود خلق كرده بود ، سجده كند و به همين جهت در زمرهء كافران درآمد . خداوند ابليس را بخاطر اين نافرمانى مجازات كرد و از مقام قرب خود مطرود ساخت و به او چنين خطاب كرد : از صف ساجدان خارج شو كه تو راندهء درگاه ما هستى و تا روز قيامت بر تو لعن و نفرين باد . « 2 » ابليس از خدا خواست تا روز قيامت به او مهلت دهد و او زنده بماند . خدا خواهش او را برآورد و به او گفت : « تا روز معين و وقت معلوم تو را مهلت خواهد بود « 3 » . چون خواستهء ابليس برآورده شد و آرزوى او جامهء عمل پوشيد ، نعمت خدا را سپاس نكرده بلكه كفران نعمت نمود و منكر لطف خدا شد و گفت : « چون مرا گمراه كردى ، براى گمراهى آدم و فرزندانش در كمين مىنشينم ، پس از پيش‌رو و پشت سرشان و از سمت راست و چپشان به آنان حمله مىكنم . بيشتر آنان را سپاسگزار نخواهى يافت . » « 4 » خدا ابليس را با خوارى و خفت از درگاه خود راند و چون آرزوى او را برآورد ، به او فرمود : به راهى كه انتخاب كرده‌اى وارد شو و در مسير ناپسندى كه برگزيدى قدم بردار و با بانگ خويش هركه را توانستى به خود جلب كن ، « با سواره نظام و پياده‌ات به

--> ( 1 ) . سوره ص ، آيه : 76 « قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ . ( 2 ) . سوره ص ، آيه : 77 و سوره حجر ، آيه : 34 « فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ . . . » و اين‌چنين بود كه ابليس با هفت هزار سال عبادت در بهشت با ترك سجده بر آدم و رد فرمان خدا از درگاه خداوند رانده شد . ( مترجم ) . ( 3 ) . سوره حجر ، آيه : 37 و 38 « فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ » ( 4 ) . سوره اعراف ، آيات : 16 و 17 « فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ . . . »